الملا فتح الله الكاشاني
413
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دست خود را از گريبان بعد از آنكه گندمگون بود بفرعون نموده بگريبان يا در آستين درآورد * ( فَإِذا هِيَ ) * پس آنجا دست او * ( بَيْضاءُ ) * سفيد و درخشنده بود * ( لِلنَّاظِرِينَ ) * مر نظر كنندگان را او مانند آفتاب شعاع ميداد و از غايت لمعان و اشراق آن نزديك بود كه ديده ها را خيره سازد و نور باصره ببرد و بر روشنى آفتاب غلبه كند و ذكر ناظرين دليلست بر آنكه بياض آن فوق عادت بوده كه اهل نظر مجتمع شده و در آن مينگريستند يعنى بياضى با صفت اشراق و لمعان پس فرعون بعد از ديدن اين دو آيهء عظيمه به جهت آنكه مبادا مردمان از عبادت او روگردان شوند و پيروى دين موسى كنند در مقام مكر و حيله در آمد * ( قالَ ) * گفت * ( لِلْمَلإِ حَوْلَه ) * مر اشراف خود را كه گرداگرد او بودند * ( إِنَّ هذا ) * بدرستى كه اين مرد * ( لَساحِرٌ عَلِيمٌ ) * هر آينه جادوگريست دانا كه در فن سحر مهارتى تمام دارد نصب حوله بر ظرفية است و در موقع حال واقع شده و تقدير كلام اينست كه و قال للملا مستقرين حوله يعنى گفت فرعون باشراف قوم خود در حالتى كه قرار گيرنده بودند در حوالى او كه موسى فايق است در علم سحر * ( يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ ) * ميخواهد كه بيرون كند شما را * ( مِنْ أَرْضِكُمْ ) * از زمين شما يعنى ديار مصر * ( بِسِحْرِه ) * بجادويى خود * ( فَما ذا تَأْمُرُونَ ) * پس چه ميفرمائيد شما مرا در كار او و اين دلالت ظاهره دارد بر آنكه معجزهء موسى بر فرعون غالب و ظاهر گشته تا آنكه او را ازواج دعوى ربوبيت فرود آورد و بحضيض مشاورت با قوم افكند و از رتبهء أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى تنزل نموده از پرستندگان خود در كار موسى مدد طلبيد و بقول * ( يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ ) * تنفير ايشان نمود از موسى و اظهار استشعار كرد از ظهور و استيلاى او بر ملك وى * ( قالُوا أَرْجِه ) * گفتند ملاء وى كه در تاخيراند از امر او را و اين ماخوذ است از ارجئته و ارجيته اذا اخرته و گويند ارجئه بمعنى اجلسه است يعنى در زندان كن او را * ( وَأَخاه ) * و برادر او را و بقتل ايشان شتاب مكن پيش از ظهور كذب ايشان تا مردمان در گمان نيفتند * ( وَابْعَثْ ) * و برانگيز و بفرست * ( فِي الْمَدائِنِ ) * در شهرهاى مملكت خويش * ( حاشِرِينَ ) * جمع كنندگان را يعنى ايلچيان را روان گردان بهر شهرى * ( يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ ) * تا بيارند هر كه نيك نيك جادوگريست * ( عَلِيمٍ ) * دانا و سرآمد در فن سحر تا بر موسى غالب شوند و سحر او را درهم شكنند و قوم فرعون معارضه كردند قول فرعون را كه آن إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ بود بقول خود كه بكل سحار عليم است و كلمهء إحاطه و صيغهء مبالغه در آن